مقداري مطالب مربوط به جغرافياي رياضي و عمومي است‌: اندازه‌ٴ زمين‌، طول‌ها و عرض‌ها، هفت اقليم (نظر او در مورد حدود اقاليم اندكي با جغرافي‌دانان پيشين عربي متفاوت است‌)، فصول‌، بناهاي قديم‌. فصل آخر درباره‌ٴ صابي‌ها است‌؛ 2) فلزات هفتگانه (طلا، نقره‌، مس‌، آهن‌، سرب‌، روي‌، قلع يا جيوه‌)، خواص و تأثيرشان‌، جواهرات‌. تشكيل كوه‌ها (11 فصل‌)؛ 3) رودها، آبشارها، چاه‌ها و چشمه‌ها (6 فصل‌)؛ 4) دريا و حركات آن‌، چگونه دنيا را جز در بخش‌هاي پيداي آن فرا گرفته‌. علت شوري آن‌، جزاير (6 فصل‌)؛ 5) توصيف مديترانه (6 فصل‌)؛ 6) اقيانوس هند با خليج بزرگي كه از آن جدا شده (يعني اقيانوس آرام غربي‌، درياي چين‌)، جزاير آن (8 فصل‌)؛ 7) كشورهاي شرقي‌، كشورهايي كه جزو ممالك اسلامي‌اند (يا بودند)، شهرهاي عمده و عجايب آنها (13 فصل‌)؛ 8) كشورهاي غربي‌، كه با مصر آغاز مي‌شود و با اندلس پايان مي‌يابد (6 فصل‌)؛ 9) نژادهاي مختلف‌، سامي‌، حامي و يافثي و خصوصياتشان‌، تاريخشان‌، تقويمشان‌، اعيادشان‌. چگونه محيط بر آنان اثر گذاشته است‌. فضايل انساني (9 فصل‌).
اين مختصر نمي‌تواند بيانگر محتواي غني كتاب باشد و چنان كاري به‌درازا مي‌كشد، پس‌ بهتر است توجه را به چند نكته جلب كنيم‌. با اين كه دمشقي در وهله‌ٴ اول به كاني‌شناسي‌، فلزات‌ و زمين‌شناسي علاقه دارد، در عين حال اطلاعات زيادي درباره‌ٴ گياهان و جانوران‌، موضوعات‌ تاريخي‌، هنرها و صنايع عرضه مي‌كند. او خود شاهد زمين‌لرزه‌اي بوده است و آن را ناشي از انفجار بادهاي محبوس در شكاف‌هاي زمين مي‌داند؛ هم‌چنين ميان زمين‌لرزه و كوه‌زايي و تشكيل چشمه‌ها پيوندي قايل است‌. يك غار زيرزميني و استالاكتيت‌هايش را توصيف مي‌كند. گرچه روي‌هم‌رفته با كيمياگري مخالف است‌، عقايد نوافلاطوني درمورد امكان ((تربيت‌)) يا تبديل فلزات را قبول دارد. در واقع‌، او تشكيل فلزات هفتگانه را بدون جيوه و گوگرد توضيح‌ مي‌دهد، جيوه از گوگرد و آب پيدا شده است‌. با اين كه بسياري افكار موجود در اين كتاب‌ از نظر ما غيرمنطقي است‌، ولي با در نظر گرفتن محدوديت‌هاي زماني و محيطي وي (كه بايد در مد نظر باشد)، دمشقي را بايد داراي ذهن و آزادگي خاصي دانست‌. او نقشه‌اي رنگي ضميمه‌ٴ كتابش كرده بود كه اينك ازميان رفته (درهرحال در چاپ عربي و فرانسه‌ٴ كتابش نيست‌).
بازشناسي مآخذ نخبة الدهر در كليات آسان‌تر از جزئيات آن است‌. پيداست كه دمشقي با آثار عربي در زمينه‌ٴ جهان‌شناسي و جغرافيا و با كتاب‌هاي مهم حديث و تاريخ به‌خوبي آشنايي‌ داشته‌. در مورد آثار قديم او، سه بار از مجسطي و يك بار از كتاب الاحجار ((ارسطو)) (كه در واقع‌ يك تأليف عربي بوده‌؛ ايسيس 1، 266) نام مي‌برد. موٴلف بارها از مسعودي (دهم ـ 1) نام مي‌برد و مستقيم يا غيرمستقيم نام بلخي (دهم ـ 1)، قُـدامه (دهم ـ 1)، ابن وحشيه (دهم ـ 1)، بكري (يازدهم‌ ـ 2)، ادريسي (دوازدهم ـ 2)، [عزّالدين ابوالحسن‌] علي ابن محمد ابن اثير مورخ (سيزدهم ـ 1) و